شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦

                                                      بسم الله الرحمن الرحیم

     

عناوین
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 1186
 بازدید امروز : 123
 کل بازدید : 2360490
 بازدیدکنندگان آنلاين : 4
 زمان بازدید : 1.3594
ساعت
تاریخچه روابط فرهنگی

روابط فرهنگی ایران و ارمنستان در عصر کهن

ملت ارمنی که شاخه ای از خانواده بزرگ ملتهای هند و اروپایی است و بر اثر تسلسل اتفاقی اوضاع و احوال و شرایط تاریخی و جغرافیایی در مرز دو قاره قرار گرفته است و در سیر قرون و اعصار نقش پیشاهنگ تمدن را در مرز جهان  آسیایی بازی کرده است.

          آنچه بیش از همه در تاریخ حوادث سالانه گذشته  از آن سخن رفته است در واقع مبارزات بین غرب و شرق است.  از طرفی هم مبادلات معمول مابین اروپا و آسیا یعنی مبادلات فکری یا مادی است که بیشتر اوقات موجب  بروز تمدنها شده اند.

          در این مبارزات و مبادلات ارمنستان نقش مهمی داشته است که نمی توان آن را نادیده گرفت.  در اثر این کنشها و واکنشهاست که اندیشه ها و تمدنها با هم تلاقی داشته اند.  چنانچه شارل پگی[1] گفته است:  یک ملت تنها به معنای یک مرز و یک کشور نیست بلکه مقدم بر هر چیز یک رسالت است.  در مورد ارمنستان این رسالت عبارت بوده است از بازی کردن نقش و واسطه بین شرق و غرب ضمن اینکه می کوشیده است تا قضایا را برای هر دو طرف تشریح کند و نبوغ های متضاد لیکن مکمّل هم را با هم آشتی بدهد.

          این نقش را ارمنستان در عهد باستان بین رم و ایران اشکانی بازی کرده و در قرون وسطی در بین امپراطوری بیزانس و امپراطوری عرب ادامه داده و سپس در زمانهای جدید در بین اروپا و شرق مسلمان ایفا کرده است.

          ملت ارمنی با پیوندهایش از آغاز تاریخ خود با امپراطوریهای بزرگی که مدتها است از میان رفته اند با تاثیری که از تمدن یونان باستان گرفت، با تاثیر نفوذی که امپراطوری بزرگ ایران، رم و دنیای عرب بر آن داشت و سرانجام با شخصیت قاطعی که مسیحیت به او داد دارای ویژگی های خاصی است که تقریباً  منحصر به فرد و متمایز است. (گه ورک، اصلان، تحقیقات تاریخی درباره ملت ارمنی، چاپ 1928 پاریس، صفحه 27).

          اگر بخواهیم چند سطری در خصوص روابط تاریخی ایران و ارمنستان بنویسیم همین بس که از دوره اشکانیان به اینطرف همواره امپراطوریهای ایران خواهان استقلال ارمنستان بوده اند.  «هراند پاسدرماجیان» مورخ مشهور ارمنستان در کتاب تاریخ ارمنستان بخوبی این موضوع را تحلیل می نماید که ملت ارمنستان همواره از سوی امپراطوری های رم و بیزانس مورد حمله و از سوی پادشاهان ایرانی مورد تفقد و مهربانی بوده اند.

 

آیین دیرین ارمنیان:

معتقدات مذهبی ارامنه در ابتدای استقرارشان در  ارمنستان نامعلوم است.  بنا به گفته دومورگان  نشانه هایی در دست است که  بیندیشیم ایشان نیز مانند بسیاری از همنژادان آریایی خویش دینداری را با پرستش طبیعت آغاز کرده اند.  سپس این مذهب ابتدایی نوعی گرایش به خدا پرستی ملی در آنان ایجاد  کرد که بسیاری از خدایان زن و مرد مقتبس از  اساطیر یونانی و رومی و عده ای نیز از خدایان اساطیر ایرانی در آن داخل شدند.  در صف  این خدایان الهه آبادانی و خرد، آناهیتا و الهه عشق و زیبایی (آسدغیک) و خدای دلاوری  (واهاگن) قرار داشتند. بعدها تحت تاثیر حکومت اشکانی، آهورامزدا نیز به مذهب خداپرستی ملی ارمنیان اضافه شد.  ژرژ  برندس درباره اساطیر اولیه ارمنی می گوید (ارمنستان و اروپا،  1903 ژنو).

وقتی ارمنستان به دین مسیحیت درآمد تنها معابد بت پرستی نبود که خراب شد بلکه اشعاری را که نیز در باره خدایان و قهرمانان سروده شده بود از بین بردند.

چنین بود مذهب ارامنه تا پایان قرن سوم میلادی که به دین مسیح گرویدند این مذهب به هیچ وجه بهانه اذیت و آزار آنها نه از سوی روم و نه از سوی  اشکانیان بود چشم پوشی اشکانیان و بی تفاوتی آنها به مذهب باعث شد که هیچ وقت مذهب زردشتی را به ارمنستان تحمیل نکنند.  (ممسن، تاریخ رم، چاپ 1919، برلن، جلد پنجم، ص 421)

          اما با روی کار آمدن ساسانیان سیاست خودمختاری در ولایات و ایالات از بین رفت و سیاست  تمرکز دولت در پی گرفته شد و بر اساس همین سیاست دولت ساسانی به ارمنستان حمله کرد اما از این مطلب نباید گذشت که ایران در زمان ساسانیان به درجه والایی از پیشرفت و تحول دست یافت و ایران در زمینه بسیاری از آثار هنری مدیون ساسانیان است. بالاخص در زمان فیروز ساسانی  که سیاست آزادی مذهب و عقیده را در ممالک تحت فرمانروایی دولت ایران همچون ارمنستان در پیش گرفت و این موضوع سنگ بنای  آزادی دینی اقلیت ها را در زمان این امپراطوری فراهم نمود.

          این تمدن قهراً روی ارمنستان تاثیر گذاشت چه آن کشور با ساسانیان در ارتباط بود و این ارتباط در حدود 2 قرن به طول انجامید.  (ای، جیبن: انحطاط و سقوط امپراطوری رم، چاپ 1915 لندن، جلد اول، ص 263).

 

ارتباط فرهنگی ایران و ارمنستان در دوره کهن

          در طول دو قرنی که به دنبال مسیحی شدن ارمنستان سپری شد یعنی در قرنهای چهارم و پنجم، ارمنستان به پیشرفت عظیمی در زمینه حیات فرهنگی دینی یا تمدن در لوای تاثیر کلیسا رسید، ما شاهد شکوفایی فرهنگ ارمنی هستیم و می بینیم که آن فرهنگ تبدیل به یک فرهنگ اساساً  مسیحی می شود.

          حیات فرهنگی ارمنستان پیش از پذیرش دین مسیح تابع فرهنگ همسایگان خود یعنی ایران، یونان و رم بود.  مظهر فرهنگ اصلی ارمنستان آوازهای عامیانه و اشعار حماسی ساده ای بود که شاعران ملی حماسه سرا سروده بودند.  این اشعار حماسی در ستایش خدایان و قهرمانان بودند.  چیزی که در ایران هم بچشم می خورد در این اشعار و این نوع عنصر فرهنگی به خوبی می توان ارتباط فرهنگی ایران با ارمنستان را دریافت.

          تحقق مهمترین مظهر فرهنگی مسیحیت که همه مظاهر دیگر از آن سرچشمه می گیرد ابداع الفبای ارمنی بود.  مسروپ ماشتوتس روحانی و دانشمند با فرهنگ که از سوی ساهاک اول مامور ابداع الفبای زبان ارمنی شد و بدین ترتیب ترجمه کتب مقدس به زبان و کتابت ارمنی میسر گشت.  این اختراع در سال 404 در عهد سلطنت ورامشابوه صورت گرفت.  یکی از  مهمترین و موثرترین رویدادهای تاریخ ارمنستان است که نه تنها از نظر فرهنگی بلکه از لحاظ سیاسی و حفظ شخصیت و ویژگیهای  اخلاقی ملت ارمنی نیز سهمی عظیم داشت.

          اصولاً  مرزهای ژئوپولتیکی پدیده ای جدید است و تا پیش از این دوره ملت های گوناگون این خطه جغرافیایی که خویشاوندی تاریخی فرهنگی دیر پایی با یکدیگر دارند دارای مرزهای سیاسی نظامی به گونه امروزی نبوده اند.

          دیگر مردمان ایرانی و ارمنیان نمی دانستند چگونه و در کجا به مرزهای سرزمین یکدیگر وارد شده اند.  شاید اولین مرز بندیها هم در زمان ساسانیان باشد اما این جنگها تاثیری نهایی بر اشتراکات تاریخی و فرهنگی  این دو سرزمین به جای ننهاد چنان که درد های بیشماری در میان ارمنیان و دیگر اقوام ایرانی مشترک است.

          بزرگترین شاعر، حماسه سرا و موسیقی دان تاریخ ارمنستان یعنی سایات نوا سالهای سال در دربار کریم خان زند در شیراز به سر می برد و تحقیقات موسیقی شناسی نشان می دهد که ریشه هایی از موسیقی قفقاز در مکتب شیراز تداوم یافته از تاثیر متقابل موسیقی فارسی بر و موسیقی ارامنه نمی توان به سادگی گذشت.  به عنوان نمونه می توان از سازندگان ارمنی آلات  موسیقی در ایران همچون ملکم و یحیی و همچنین از اجراهای موسیو هایک و نوازندگی بی مانند و به یاد ماندنی کمانچه او در برنامه ساز و نغمه  روح ا... خالقی در رادیو ایران نام برد. که در حقیقت می توان رشد موسیقی کلاسیک اروپایی و تشکیل ارکستر های بزرگ و ارکستر سمفونیک تهران با همکاری موسیقی دانان ارمنی ذکر نمود.

          ایران از اغاز تاریخ خود سرچشمه نیکی و قدرت، زیبایی و فضیلت بوده و با اینکه در طول تاریخ پر فراز و نشیب آن اقوام مختلفی بارها به این سرزمین حمله کرده و سعی نمودند آن را نابود کنند این سرزمین استوار پای بر جا ماند و مشعل فروزان فرهنگ و تمدن خود را همچنان روشن نگاه داشت و تجلیات روح هنری خود را در هر زمان نمایان کرد.  تاریخ ایران تاریخ با عظمت و درخشانی است که پس از ظهور اسلام و پذیرفتن دین اسلام توسط ایرانیان، پای  به دنیایی نورانی نهاد و تاریخ جدیدی آغاز گردید.  تاریخ تنها شرح جنگها و خون ریزی ها نیست بلکه آیین زندگی، کردارهای برجسته، اندیشه های بلند، آثار بجا مانده، میزان پرمایگی حیات فردی و گروهی و وجوه عوامل دوره های بلندی و پستی یک مردم و تاریخ واقعی آنهاست. 

          در خصوص ارتباط فرهنگی ایران و ارمنستان در عصر کهن این مطلب را اضافه کرد که نه سلطه ایرانیان و نه تسلط اعراب هیچکدام موجب بروز وقفه ای در فعالیتهای فرهنگی و هنری ارمنستان نشدند.  از قرن پنجم به بعد تقسیم سیاسی ارمنستان به دو بخش غربی و شرقی علاوه بر افتراق فرهنگی، دارای مزایا و محسناتی بود و شاید هم با نقش قابل توجهی که ارمنیان در زمینه معماری داشتند مغایر نبود (ن، آدونتس Adons، ارمنستان در دوران ژوستی نین، چاپ سن پترزبورگ، صص 4-3).

          در زمینه فرهنگ و ادب بجز تالیفات تاریخی باید به آثار ژان مامیکونیان و نیز آثار ریاضیدان  و  اختر شناس ارمنی به نام آنانیا شیراکی را بیفزاییم، در قرن هشتم:  علاوه بر تاریخ آلبانها تالیف موسی کالانکاتوایی و تاریخ جنگهای اعراب نوشته لئونتیوس، اثری هم از نرسس سوم در دست داریم.  شخص اخیر که بسیار متفکر و با سواد بوده آثاری از خود بر جای گذاشته که از فکر و دانشی عمیق حکایت می کنند.  نامبرده مولف «شرح و تفسیر قوانین مسیحیت» و «نامه های مذهبی» است که کلیسای ارامنه را دارای قوانین مذهبی مدون کرده است.

          علاوه بر اینها باید پذیرفت که این اختلاط ارمنستان با ایران در زمانی که امپراطوری ایران در اوج عظمت و شکوفایی خود رسیده بود در غنی کردن فرهنگ ارمنستان و تکمیل آن سهمی به سزا داشته است. (جی استرزی گورسکی، هنر و معماری در ارمنستان و اروپا، چاپ 1918، وین (دو جلدی)، ص 877).

          استرزی گورسکی  به نقش هنرمندان و معماران ارمنی در خلق آثار بدیع نیز اشاره می کند.  او سهمی را که ارمنستان در آفرینش هنر مسیحایی داشته به دنیا اعلام کرده است و می گوید نقش ارمنستان در این امر با این عوامل توجیه می شود که با دنیای ایرانی در ارتباط بوده، خیلی زود به دین مسیح گرویده و سازندگان و معمارانش هنرمند و با قریحه  بودند.  (همان، ص 890).

          به شرحی که هـ. فوسیون (H. Focillon) در زمینه هنر بیان کرده است «همسایگی بیش از دشمنی اهمیت دارد  سلطه بر ارمنستان را نباید به عنوان یک عامل قطع و فصل بلکه باید همچون فرصتی برای وصل و مبادلات تعبیر کرد».

          تاثیر تمدن ایران در کنار نفوذ مداوم  مسیحیت موجب شکوفایی زیبای تمدن ارمنی شده است.  تمدنی که در دوران سلطنت باگراتونی ها تجلی می کند و در بخشیدن چهره ای به ارمنستان سهیم بوده که این کشور در ورای قرون داشته و به او اصالت بخشیده است.  چهره ای  که صورت ترکیب غرب و شرق با هم و خط رابط بین دو فرهنگ بوده و بجای اینکه با آنها مخالف بوده باشد از آنها تکمیل شده است.

          از جمله شاهکارهای معماری مذهبی ارمنستان مربوط به قرن پنجم تا هفتم که بعضی از آنها هنوز پابرجا و برخی به حال خرابه افتاده اند به آثار ذیل اشاره کنیم:  نخست کلیسای بزرگ اچمیادزین که در پایان قرن پنجم ساخته شده است ولی در قرن هفتم تعمیرات و اصلاحات در آن بعمل آمد.  معروف است که شاه عباس صفوی چند قطعه از سنگهای پی این کلیسای عظیم را برای ساختن کلیسای ارامنه به اصفهان منتقل کرده است. (شارل، دی یل، معماری ارمنی در قرن ششم و هفتم، مجله مطالعات ارمنی، 1921، پاریس، ص 25).

          در میان کلیساهای مربوط به قرن ششم می توان از کلیساهای آشتاراک و آدان واغیوارد نام برد. جاثلیقها ( گاتوقیگوس ها) یی که به دنبال هم، در راس کلیسای ارمنی قرار می گرفتند  الهام بخش  و سازمان دهنده کار بزرگ ساختمان شدند تا جائیکه ملت ارمنی به جاثلیق نرسس سوم لقب «شینوغ» یعنی سازنده داده است. 

          تمام این بناهای عظیم هنوز بر فراز ارمنستان استوار مانده اند تا جائیکه بناهای کلیسایی ایران نیز متاثر از معماری ارامنه است،  و گواه این ادعاست که ملت ارمنی سهمی در خدمت به فرهنگ داشته و حلقه اتصال فرهنگ شرقی- غربی بوده است.

 

 

جشن های ساسانیان

جشن های سالیانه عهد ساسانیان عموماً  دارای صورت دهقانی و روستایی بوده است و در اصل با امور کشاورزی بستگی داشته است.  چون دین رسمی ساسانیان، این اعیاد را پذیرفته و  هنگام اجرای جشن از یک طرف مراسم مذهبی صورت می گرفت و از طرف دیگر تشریفات و اعمال خاصی انجام می شد.  مبدأ این اعمال اعتقاد به سحر و جادو بوده اما کم کم مبدل به رسوم عادی و تفریحات عامیانه گشته است.

سال زردشتیان دوازه ماه دارد که هر یک را نام یکی از ایزدان بزرگ نهاده اند.  هر ماه سی روز که نام آنها نیز مأخوذ از اسامی ایزدان است.  اعیاد فصول سال را گاهانبار می گفته اند که تعداد آن 6 تا و هر کدام 5 روز  امتداد داشت.  ایرانیان عهد ساسانی دارای عید اموات، عید مهرگان یا جشن پائیزی بودند که هر کدام دارای امور و آداب خاصی بود.

          نوروز در دوره ساسانی از اعتبار خاصی در بین همه جشنها برخوردار بود این جشن در میان ارامنه (مسیحیان) همان ابتدای سال میلادی یا کریسمس است.  این جشن در آغاز سال بود و سال دینی بلافاصله بعد از عید فروردینگان می آمد که  در میان ارامنه نیز چنین است.  بعد از سال نو میلادی به فاصله چند روز عید پاک (مذهبی) برگزار می گردد.

          به موجب روایات و اسناد در این روز فرخنده هر  پادشاه رعیت ممالک خود را قرین شادی و خرمی می کرد و همه به استراحت و شادمانی می پرداختند.  در پنجمین روز از اسفندمذ که نام همان ماه را داشت یکبار دیگر جشن می گرفتند که آنرا مزگیران می گفتند به معنی دریافت مژدگانی این جشن در اوایل دوره اسلامی  در شهرهای اصفهان و ری و دیگر نواحی بر پا می شد.  مزگیران جشن زنان بود.  در این روز مردان به همسران خود هدایای نفیس می دادند.

          جشن نوروز در ایران و ارمنستان 13 روز است و در روز سیزدهم مردم برای رهایی از نحسی به صحرا و دشت می روند و به شادی و شادمانی می پردازند.

          از مهمترین جشنهای ایرانی می توان به فروردین گان اردیبهشتگان، خردادگان، تیرگان و...  از مهمترین جشنهای ارامنه تا به امروز جشن آمانور، میلاد حضرت مسیح (ع)، دیارنداراچ، عید سارکیس مقدس، بارگندان، تزاخگازارد، عید رستاخیر، عید حضرت مریم (س) وارداوار و... نام برد.

 

جشنهای مشترک ایرانی و ارمنی

از دیرباز ارمنیان و ایرانیان جشن های مشترکی داشتند که الهام گرفته از دوران باستان و کهن می باشد و تا به امروز هم برگزار می گردد. (تعاملات وتشابهات ایران و ارمنستان، لنا ملکمیان، انتشارات نائیری، تهران 1389، -ص 85)

 

جشن سده ایرانیان و دیارند آراج ارمنیان

از جشنهای مشترک ایرانیان و ارمنیان جشن آتش افروزی است که ایرانیان آنرا جشن سده و ارامنه دیارنداراج می نامند.  این جشن از جشنهای خاص اقوام آریایی است ارامنه این جشن را در 13 فوریه هر سال باشکوه خاصی برگزار می کنند.

          آنها در این روز شمع یا فانوس را از بوته های کلیسا روشن کرده به خانه می برند و هر خانواده در حیاط خانه خود بوته هایی قرار می دهد.  با شعله ای که از کلیسا آورده اند بوته ها را آتش می زنند و سپس  از روی آتش می پرند. (رایین، اسماعیل، ارمنیان ایران، امیر کبیر، 1377، ص 27).

 

جشن نوسرد ایرانیان و ناواسارد ارمنیان

یکی از مهمترین جشنهای مشترک اقوام آریایی جشن ناواسارد یا نوسرد است.  در ارمنستان باستان  اولین ماه سال ناواسارد است.  در گاه  شماری ارمنیان قدیم روز یازدهم اوت روز برگزاری جشن ناواسارد بود.

          در این جشن پادشاهان، درباریان و تمامی طبقات شرکت می کردند و مراسم جشن از شکوه خاصی برخوردار بود.

          در جشن ناواسارد مسابقات ورزشی مانند اسب دوانی، ارابه رانی و... ترتیب داده می شد.  شعرا، خوانندگان و نوازندگان در این روز هنرنمایی می کردند.

          طبق بعضی منابع این جشن ایرانی است و با جشن نوسرد یکی است که معنی سال نو را  دارد و از جشنهای کهن ایران است (اسماعیل رایین، همان).

 

جشن برغندان ایرانیان و باریگندان ارمنیان

جشن برغندان یا باریگندان از جشنهای مشترک ایرانیان و ارمنیان است  که افزون بر تشابه نام، آداب و سنن برگزاری آنها نیز شنبه هم است. این جشن را ایرانیان و ارامنه قبل از روزه بزرگ برگزار می کردند و به شادی و سرور می پرداختند چون نزدیک شدن روزه را نوید می داد، با جشن و سرور سپری می کردند (مانوکیان، آرداک، (اسقف اعظم) اعیاد  کلیسای ارمنی، مترجم هرایر خالاتیان، شورای خلیفه گری تهران، 1373، ص 54).

          امروزه نیز جشن باریگندان با شکوه خاصی برگزار می شود و روز پس از عید باریگندان ایام روزه بزرگ ارمنیان آغاز می شود و تا عید «زادیک» (عید قیام یا رستاخیر) ادامه می یابد.  در این جشن جوانان برای خود لباس فراهم می کنند و نقابی بر چهره می گذارند تا شناخته نشوند.  (هویان، آندرانیک، ارمنیان ایران، هرمس، 1380، ص 168).

 

جشن تیرگان ایرانیان و وارتاوار ارمنیان

از کهنترین جشنهای مشترک ایرانیان و ارمنیان جشن تیرگان یا آب پاشی است که در ارمنی به آن وارتاوار می گویند.  جشن تیرگان یا وارتاوار در فصل تابستان برگزار می گردد.  در این جشن ارامنه به همدیگر آب می پاشند، کبوتر پرانی می کنند و مسابقات ورزشی ترتیب می دهند.

          تعدادی از پژوهشگران وارتاوار را به معنی با گل آراستن، با گل تزیین کردن، گل هدیه دادن، گلاب پاشیدن و شستشو با آب دانسته اند. به نظر می رسد که  جشن آب پاشی از جشنهای قدیم و کهن ایرانیان است.  به احتمال قوی در زمانهای باستان جشن وارتاوار و تیرگان همزمان انجام می شده اند و بعداً  روز برگزاری این جشنها تغییر یافته اند.  محمود روح الامینی در اثر ارزشمند «آیین ها و جشنهای کهن در ایران امروز» به جشن دیگری نزد ارامنه اشاره می کند که با عید قربان مسلمانان خیلی نزدیک است و رسم بر آن است که گوسفند قربانی کنند و بین تهیدستان تقسیم نمایند.

(روح الامینی، محمود، آیین ها و جشنهای کهن در ایران امروز، نگارش و پژوهش مردم شناختی، چاپ اول،  آبان، 1376).

 

روابط فرهنگی بین جمهوری اسلامی ایران و ارمنستان از سال 1991 تا کنون

به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و دگرگونی در ساختار کشورهای حوزه قفقاز و آسیای مرکزی،  و استقلال این کشورها فرصتی برای دو کشور همسایه ایران و ارمنستان پدید آمد تا پیوندهای دیرینه خود را مستحکم نمایند.  از آغاز برقراری روابط دیپلماتیک بین دو کشور، به دلیل سابقه تاریخی و روابط دیرین و همچنین اشتراکات فرهنگی ادبی و هنری، این ارتباط همواره از روند صعودی برخوردار بوده است. در این زمینه زبان از مهمترین عناصر هویتی به شمار می رود و همچنین عامل توسعه فرهنگی و انتقال فرهنگ می باشد.

  زبان فارسی چهاردهمین زبان دنیا از نظر وسعت گویندگان بوده و از نظر ادبی و فرهنگی جایگاهی عظیم و فخیم تر دارد.  ارامنه به زبان عنایت بسیار داشته و اهمیتی مانند دین برای آن قائل هستند و آنرا مقدس می شمارند.  الفبای ارمنی برای آنها جنبه تقدس آمیز داشته و برای آن احترام بسیاری قائل می باشند.  در این زمینه اشاره به دو مطلب ضروری است.  الف) الفبای ارمنی با طلا و جواهرات گرانبها ساخته شده و در موزه کلیسای اچمیادزین نگهداری می شود.  ب) نکته جالبتر اینکه حتی ادبا و اندیشمندان مشهور ارمنی که در تقویت زبان ارمنی کوشیده­اند در بسیاری موارد خود از علمای دینی بوده و منصب کلیسایی داشته­اند.

          ایرانیان هم به زبان فارسی به عنوان اصلی ترین عنصر هویتی نگریسته و بر این باورند کحه روح ملت را بر اساس توجه بیشتر به زبان می توان تحکیم و تقویت کرد.  تاثیری که زبان فارسی و ارمنی در تحولات تاریخی، انجام و حفظ هویت ملی داشته، بسیار است و زبان عامل محرکی برای حفظ وحدت ملی و دینی آنها به شمار می رفته است.

تأثیرات متقابل فرهنگی این دو سرزمین خاصه از قرن هجدهم آغازی دیگر داشت.  حضور دستگاه چاپ در سال 1639 میلادی در اصفهان توسط ارامنه و تدریس زبان فارسی به خانواده های ارمنی توسط معلمین فارسی در ایران و عثمانی نمونه ای از این نوع تعامل فرهنگی است.  حضور استادان شیشه گری و رنگ سازی ارمنی در اصفهان دیگر نمونه این همکاری های فرهنگی می باشد.

          بعد از برقراری روابط تاریخی از سال 1991 گسترش زبان فارسی در ارمنستان از مهمترین موضوعات کاری سفارت جمهوری اسلامی ایران گردید.  محافل دولتی و علمی ارمنستان نیز از این سیاست حمایت کردند.  (تشابهات ایران و ارمنستان، ملکمیان، ص 68).

          ارمنستان بافت مجزایی از دیگر مناطق همجوار ایران دارد.  به همین دلیل رشد و گسترش زبان فارسی به گونه دیگری بوده است.  در زمینه آموزش زبان و ادبیات فارسی کوشش های فراوانی در جهت رشد و توسعه آن بعمل آمده به طوریکه رفته رفته به تعداد مدارس و آموزشگاه های عالی آموزش زبان فارسی چه در ایروان و چه در شهرهای دیگر ارمنستان افزوده شد.  در حال حاضر ده مدرسه و اکثر دانشگاههای ارمنستان به آموزش زبان فارسی مشغول و یا دارای بخشهای ایران شناسی هستند.  علاقمندی ارامنه به فراگیری زبان فارسی در ارمنستان به حدی است که در کل کشورهای مشترک المنافع به جز تاجیکستان رتبه اول در گسترش زبان فارسی به ارمنستان اختصاص دارد.

 

رئوس فعالیتهای فرهنگی بین جمهوری اسلامی ایران و جمهوری ارمنستان در بیست سال اخیر:

1-         بررسی، پیگیری تنظیم، امضاء و اجرای توافق نامه های فرهنگی

2-         اعزام متقابل هیأت های علمی فرهنگی و هنری

3-         توسعه و گسترش زبان فارسی و ارمنی در هر دو کشور

4-         همکاریهای علمی و دانشگاهی

5-         انجام تحقیقات ایرانشناسی در مراکز دانشگاهی ارمنستان

6-          تاسیس باشگاه مهر

7-         ترجمه و چاپ آثار علمی و فرهنگی

8-         چاپ و انتشار نشریات ادواری (مهر و پارسیان)

9-         برگزاری سمینارهای دانشگاهی

10-      همکاریهای توریستی

11-      ایجاد و تجهیز کتابخانه در دانشگاهها و مسجد کبود ایروان

12-      همکاریهای رسانه ای و تولید برنامه های تلویزیونی

13-      همکاری های ورزشی  (ارمنستان، کتاب سبز وزارت امور خارجه 1388 تهران ص 171).

 

الف) بررسی، پیگیری، تنظیم امضاء و اجرای موفقت نامه های فرهنگی

          به طور کلی روابط جدید فرهنگی دو کشور بر اساس توافقنامه های رسمی شروع و تنظیمی گردیده است چرا که با ارائه راهکارهای منظم و مدون مسیر توسعه همکاری را برای مجریان آن مشخص می سازد. اولین موافقت نامه همکاری رسمی بین ایران و  ارمنستان در سال 1993 م. (1374 ه ش) با حضور مقامات دو کشور به امضاء رسید که برنامه های بعدی و تنظیم مسافرتهای مقامات فرهنگی بین دو کشور بر اساس این موافقتنامه انجام گردید. (ملکمیان همان).

 

ب) شناسایی کانونهای علمی و فرهنگی

          شناسایی مراکز علمی، تحقیقاتی و کانونهای فرهنگی و تاسیس مراکز و باشگاههای فرهنگی برای پیشبرد امور از ابتدا در دستور کار سفارت ج.ا. ایران در ارمنستان بوده است، و در این خصوص می توان به تشکیل انجمن های دوستی ایران و ارمنستان، باشگاه مهر، همکاری با مراکز فرهنگی ارمنستان از جمله باشگاه بین المللی زبان، مراکز فرهنگی و خیریه، موزه ها و مراکز تربیتی و آموزشی اشاره نمود.

ج) برگزاری هفته های فرهنگی

یکی از محورهای اساسی فعالیتهای فرهنگی بین دو کشور برگزاری هفته های فرهنگی هنری، فجر انقلاب اسلامی و... می باشد به جهت اینکه این هفته ها در ایام مشخص سال و بنابر مناسبت های مهم با موضوعات موسیقی، هنرهای نمایشی، تجسمی، رسانه های دیجیتال، فیلم، میز گردهای علمی و... برگزار می گردد.  بهترین فرصت جهت معرفی فرهنگ دو ملت به همدیگر می باشد.  همزمان با برگزاری این هفته ها هیئت های مختلف از هنرمندان جهت اجرای موسیقی و برپایی نمایشگاه و اجرای نمایش به هر دو کشور اعزام می گردند که بعنوان یکی از محورهای  برقراری پل دوستی بین دو کشور می باشد.  در این زمینه دولتین ارمنستان و ایران نیز نهایت مساعدت و همکاری را تا کنون داشته اند که شاید بتوان اذعان داشت در بین کشورهای منطقه بی نظیر است.

 

د) ترجمه و چاپ آثار علمی و فرهنگی

از زمان چاپ و ترجمه آثار متقابل فارسی و ارمنی زمان زیادی نمی­گذرد اما در هر دو کشور تا کنون توجه خاصی مبذول گشته است.  ترجمه ضرب المثلهای فارسی آثار رودکی، مولوی، حافظ، ترجمه قرآن کریم، قابوس نامه و آثار سینمایی و دائره المعارفها از دستور زبان به فارسی و ارمنی از جمله فعالیتهای قابل توجه در حوزه ترجمه است.

          با توجه به اینکه سنت بسیار خوبی بین دو کشور حکمفرما شده و آن اهدای کتاب به کتابخانه هاست با توجه به برنامه جدی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی جهت تاسیس اتاقهای ایران در دانشگاههای ارمنستان امید است در سال آینده قدمهای جدی تری در زمینه چاپ و ترجمه کتب و گسترش ارتباطات علمی برداشته شود.  (بولتن گزارش فرهنگی رایزنی فرهنگی سفارت ج.ا. ایران در ارمنستان، سال 1390)

 
نتیجه گیری

ملت ارمنی در بدو پیدایش خود ارتباطات مختلفی با اقوام همسایه فلات ارمنستان داشته اند.  این روابط متقابل تاثیرات خود را بر فرهنگ عامه ارامنه داشته است.  تاثیر ایرانیان در این زمینه بسیار چشمگیر بوده است که در نتیجه آن میراث معنوی ارمنی رشدی بسزا یافته است.  مجموعه این گونه تاثیرات ریشه های عمیق در تاریخچه این دو ملت داشته و حتی از بدو تشکیل ملت ارمنی با همسایگی و ارتباط متقابل ایندو، فرهنگ و زبان و ادبیات و هنر آنها از هم تاثیر پذیرفته و غنی گشته است.  به عنوان مثال گزنفون مورخ یونانی خاطر نشان می سازد که حتی در قرن پنجم زبان ایرانیان برای ارامنه قابل فهم بوده است.  در این زمینه منابع باستانی ارامنه نیز که مراجع ارزشمندی برای ارامنه و ایرانیان به شمار می رود این مسئله را اثبات می نماید.  (از تاثیر متقابل فرهنگی ارمنیان بر فرهنگ ایران می توان قید کرد که اولین چاپخانه، سینما، تاتر مدرن، موسیقی کلاسیک، موزیک جاز، دستگاه نظمیه یا پلیس در ایران و غیره حاصل زحمات ارمنیان بوده است. همچنین می توان ار آثار معماران ارمنی مانند پل اله وردی خان در اصفهان، نخستین فیزیکدان زن در ایران و غیره نیز یاد کرد...)

آنچه که از اسناد تاریخی دوران کهن بر می آید این است که روابط میان ایرانیان و ارمنیان دارای تاریخی چند هزار ساله است.  همسایگی این دو  ملت کهن پیوندی عمیق میان آنها ایجاد کرده که ریشه ایی بس محکم در مراودات فرهنگی آنها دارد.

          پس از ابداع حروف زبان ارمنی در اوایل قرن پنجم میلادی جنبش عظیم ترجمه آثار با ارزش دیگر زبان ها در حوزه های مختلف به زبان ارمنی آغاز شد.  دانش آموختگان مکتب مسروپ ماشتوتس (مبدع حروف ارمنی) زبانهای زمان رایج خود را فرا گرفتند.  از آنجایی که در این زمان ارمنستان تحت حکومت پادشاهان اشکانی و سپس ساسانی بود بی شک زبان پهلوی از جمله این زبان ها بوده است.  اشارات پدر تاریخ نویسی ارمنی، موسس خورناتسی، به اساطیر ایرانی در اثر ارزشمندش «تاریخ ارمنستان» و نیز خطابه سردار ایرانی در جنگ ایران و ارمنستان در زمان یزدگرد دوم (که تاریخ نویس ارمنی آن را   در کتاب وقایع نگاری این جنگ آورده است) از اولین نمونه های ترجمه از زبان پهلوی به ارمنی اند.

در سده های بعد نیز موارد بسیاری را می توان یافت که نشان دهنده، اثر پذیری ادبیات ارمنی از ادبیات فارسی اند.  شاعر ارمنی یرزنگاتسی به خوانندگان اثرش توصیه می کند تا آن را بر وزن شاهنامه فردوسی بخوانند و شاعر ارمنی قرون وسطی، فریک، نیز در اشعارش از مضامین و کلمات فارسی بسیار استفاده کرده است.  این موارد شاهدی بر این مدعا هستند که نه تنها شاعران و فرهیختگان ارمنی بلکه خوانندگان عامی این آثار نیز با ادبیات فارسی آشنایی داشته اند.

          آنچه در روابط بسیار پر تنش در دوران قدیم می توان به آن اشاره نمود این است که تعامل فرهنگی همواره در این مسیر راه خود را پیدا نموده و از نسلی به نسل دیگر منتقل گردیده است.  نفوذ موسیقی و موسیقی دانان ارمنی در منطقه قفقاز و حتی ایران حضور زبان پهلوی در میان ارامنه، رفت و آمد هنرمندان، نمادهای مسیحی  در شعر فارسی  بخصوص خاقانی، آثار معماری ایرانی و دهها نمونه دیگر از  موارد صریح تعاملات فرهنگی ایرانیان و ارامنه در دوران کهن بوده است و آنچه می توان در دوره جدید روابط ایران و ارمنستان به آن اشاره کرد تاثیرات روز افزون رسانه، توریسم، اینترنت و... و مضافاً  تفاهمات فرهنگی بین دو دولت روابط را هر چه بیشتر بسط داده است.  حضور توریستهای ایرانی، تحصیل دانشجویان ایران در ارمنستان و بورسیه متقابل تعدادی از نخبگان ارمنستان در دانشگاههای ایران و برگزاری برنامه های مختلف و متنوع فرهنگی و دوستی و مراودت بین دیپلماتهای دو کشور از عوامل اثر بخش و قابل توجه ارتباط نوین می باشد.

          مشترکات نژادی، جغرافیایی، تاریخی و فرهنگی آنقدر وسیع است که تفاوت دینی بچشم نمی خورد تا جائیکه می توان ادعا نمود که نزدیکترین کشور از لحاظ فرهنگی به ایران، همانا ارمنستان می باشد و در برقراری و گسترش روابط علاوه بر دستگاههای فرهنگی دو کشور، رایزنی فرهنگی سفارت جمهوری اسلامی ایران از سال 1378 تا کنون نقش برنامه ریزی و هدایت مسیر فرهنگی را بعهده داشته که الحمدالله تا کنون در این خصوص کارنامه درخشانی را ارائه داده است.


 

منابع

1)     ارمنستان، کتاب سبز وزارت امور خارجه 1388 تهران

2)     ای، جیبن: انحطاط و سقوط امپراطوری رم، چاپ 1915 لندن، جلد اول

3)     بولتن گزارش فرهنگی رایزنی فرهنگی سفارت ج.ا. ایران در ارمنستان، سال 1390

4)     تعاملات و تشابهات ایران و ارمنستان، لنا ملکمیان، انتشارات نائیری، تهران 1389

5)     گورسکی، جی استرزی، هنر و معماری در ارمنستان و اروپا، چاپ 1918، وین (دو جلدی)

6)     رایین، اسماعیل، ارمنیان ایران، امیر کبیر، 1377

7)     روح الامینی، محمود، آیین ها و جشنهای کهن در ایران امروز، نگارش و پژوهش مردم شناختی، چاپ اول،  آبان، 1376

8)     شارل، دی یل، معماری ارمنی در قرن ششم و هفتم، مجله مطالعات ارمنی، 1921، پاریس

9)     گه ورک، اصلان، تحقیقات تاریخی درباره ملت ارمنی، چاپ 1928 پاریس

10) مانوکیان، آرداک، (اسقف اعظم) اعیاد  کلیسای ارمنی، مترجم هرایر خالاتیان، شورای خلیفه گری تهران، 1373

11) ممسن، تاریخ رم، چاپ 1919، برلن، جلد پنجم

12) ن، آدونتس Adons، ارمنستان در دوران رُوستی نین، چاپ سن پترزبورگ

13) هویان، آندرانیک، ارمنیان ایران، هرمس، 1380

 



[1]  Charles Pegey  نویسنده فرانسوی (1873 1914)